خانه / بومگردی / بلوچستان امن نیست؛ کلیشه یا واقعیت؟
کودکان بلوچستان

بلوچستان امن نیست؛ کلیشه یا واقعیت؟

 زمان تخمینی مطالعه: ۴ دقیقه

«بلوچستان امن نیست!»

این اولین عبارتی‌ه که با شنیدنِ اسم بلوچستان، به ذهن میرسه و از خیلی‌ها هم اینو می‌شنویم.

اما واقعیت چیه؟

شاید از اولین روزی که تصمیم گرفتم بوم‌گردی و سفر برای شناختِ مردمِ مناطقِ مختلف رو بخشی از زندگیِ شخصیم قرار بدم، تا امروز که به خیلی نقاط ایران سفر کردم، هیچ منطقه‌ای رو مثلِ بلوچستان، امن‌، حیرت‌انگیز و بااصالت ندیدم و هر زمانی که خاطراتِ سفر رو در ذهنم مرور میکنم، مثل تصاویری با وضوح فوق‌العاده، پشت سر هم در ذهنم مرور میشه.

تصاویری از جاده‌هایی که در بین کوه‌های مریخی و دریا راه خودشون رو پیدا کردن، تا امواج‌، آب‌افشان و گل‌افشان‌هایی که همگی قدرت لایزال طبیعت رو به رخ انسان ماشینی می‌کشه. از سواحل زیبای دریای عمان تا ساحل درک که محل رسیدن کویر به دریاست.

آب‌ فشان چابهار
کوه‌های مریخی، بلوچستان

 

تصاویری از شترهایی که رها و آزاد در بیابان‌ها، مسیرهای طولانی رو طی می‌کردند و راه برگشت به مالک خودشون رو هیچ‌وقت فراموش نمی‌کردند تا تمساح گاندوی جذابی که تنها جاندار از خانواده‌ی کروکودیل‌ها در ایران‌ه.

شترهای چابهار

گاندو - بلوچستان

گذر از میان فرهنگ و اصالتِ عمیق مردم بلوچ برای من تجربه‌های بسیار عجیبی رو به همراه داشت. اینکه یک بلوچ حتی در اوج تنگدستی، هر آنچه داره بر سر سفره‌ی مهمان‌نوازی قرار میده. اینکه به هویت خودش حتی در اوج فشار، کمبودها و نبود امکانات پایبنده و باز هم به عشقِ زادگاه، ترک بلد نمی‌کنه. همچون زادگاهش، مقاومت، قناعت و پایداری رو پیشه میکنه و به زندگی در شرایط سختی که در اون زاده شده ادامه میده و با این وجود لبخند روی لبش‌‌ه و دل شادی داره. محبت میکنه و شادی می‌آفرینه.

یکی از تصاویری که همیشه از این مردمان، بی‌بدیل در ذهنم می‌مونه، سنت میارداری است. این سنت بدین صورته که اگر فرد بلوچ میارداری کسی رو به عهده بگیره، فرد مورد نظر تمام و کمال همچون یک پناهنده تحت حمایت میارداره. تا زمانی که میار در محدوده زندگی میاردار هست، تضمین آسایش و امنیتش رو برعهده‌ی خودش می‌دونه. برای بلوچ‌ها، مهمان میار میزبان محسوب میشه. این فرهنگ اصیل که امروز در بسیاری از کشورها به نام پناهندگی از آن بهره میبرند، از سنت‌های دیرین مهمان‌نوازی بلوچ‌ها است.

مردم اصیل بلوچ

تمامی تصاویری که از خاطراتم از سفر به بلوچستان در ذهنم مونده، بهم گوشزد میکنه که آشنایی و دیدن فرهنگ و طبیعت این منطقه، اگر اغراق نباشه، می‌تونه ماهها طول بکشه و هر روز حرف‌های تازه‌ای برای گفتن داشته باشه. اما متاسفانه زندگی روزمره و درگیری‌های اون، انسان رو محدود به ظرف زمان میکنه.

در انتها بهتون پیشنهاد می‌کنم اگه میخواید درگیر کلیشه‌ها باشید و به ذهنیت نادرستی که رسانه‌ها در مورد بلوچستان ایجاد کردن، بسنده کنید که هیچ! اما اگه میخواید تفکرات و پیش‌فرض‌های خودتون رو به چالش بکشید و از درستی یا نادرستی‌شون آگاه شید، با خیال راحت به بلوچستان امن و زیبا سفر کنید و از زیبایی‌های طبیعت و فرهنگ کم‌نظیرش لذت ببرید. مطمئنم نظرتون بعد از سفر تغییر میکنه. پس سفر کنید تا خودتون با واقعیت روبرو بشید.

کودکان بلوچ

خوشحال میشم شما هم تجربه‌تون از سفر به اون منطقه و برخوردی که با فرهنگ بلوچ‌ها داشتید رو باهامون به اشتراک بذارید 🙂

درباره‌ی محمدابراهیم قاسمی

برای فرار از روزمرگی‌ها، زندگی‌ام رو تو کوله‌ام خلاصه کردم. به دست آوردن تجربه‌های جدید از طریق سفر کردن، برام ممد حیات‌ه و مفرح ذات :)) به قول یه بزرگی، سفر کردن آدم رو متواضع میکنه چون تازه میفهمی چه جای کوچکی رو در این دنیا اشغال کردی. پس سفر کن ...

همچنین ببینید

در کوچه پس کوچه های یزد

دیدن یک استاد مسگر به تنهایی کافی نیست، باید با او همراه شویم، پتک بزنیم، گند بزنیم ولی تجربه کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *