خانه / بومگردی / لوکیشن ندیم!
لوکیشن ندیم

لوکیشن ندیم!

مرگ یک رویا

سکانس اول – غروبِ درک

بار چهارمی بود که میومدم به درک. هر سه دفعه‌ی قبلی نتونسته بودم غروبِ آفتاب رو در کنار تک درخت نخل ببینم. این بار جوری برنامه ریزی کرده بودم که از دو ساعت قبلِ غروب در ساحل باشیم. چشم‌هام رو باور نمی‌کردم. دمِ ساحل اونقدر شلوغ بود که به گفته‌ی بچه‌ها مثلِ ساحل‌ رامسرِ شمال شده بود. از هر طرف ماشین‌های آفرود در حال رفت و آمد بودن و سر و صداشون مزاحمِ بزرگترین لذتِ اینجا یعنی آرامش و سکوت توام با صدای دریا بود.

غروبِ تک درخت که مدت‌ها انتظارش رو می‌کشیدم، با اون همه آدمِ دورش و شلوغی‌های اطرافش دیگه برام جذابیتی نداشت. تا جایی که می‌تونستم فاصله گرفتم از جمعیت و رفتم یه جایی که کمتر کسی اونجا بود. نشستم به تماشای غروب. غروبی که برام غروبِ تصویرِ دوست‌داشتنی‌ای بود که از بلوچستانِ زیبا در سه‌ سفر قبلی در ذهنم شکل گرفته بود.

همچنان در اینستاگرام عکس‌های زیبایی با کپشنِ «به درک رفتن دیگه یه فحش نیست، آرزو میکنم به درک برید» رو می‌بینم اما میدونم دیگه درک زیبا نیست. دیگه دلم نمیخواد به درک برم!

 

 سکانس دوم – چشم‌ها هیچوقت دروغ نمیگن!

نگاه های یک کودک بلوچستانی - سیستان و بلوچستان

 

«رفتم نشستم پیشش. فقط به همه نگاه می‌کرد و حرفی نمی‌زد.

 بین اون همه آدمی که میان و میرن، من رو خوب یادش بود… حتی اسمم رو میدونست! 

فقط یک بار دیده بودمش و از اون زمان، یک سال گذشته بود.

اون من رو یادش بود اما نگاه‌هاش برای من غریبه بود!

نگاه‌هاش خیلی فرق کرده بود… ذوق، شوق و تعجب از دیدن‌ِ آدم‌های جدید و متفاوت تبدیل شده بود به نگرانی، رنجیدگی و آزردگی!

سکوت حاکم بود با لبخندهای اجباریِ گاه و بیگاه… ولی چشم‌ها هیچوقت دروغ نمیگن!»

  • – دست‌نوشته‌ی من بعد از دیدنِ دختربچه‌ای که برای بار دوم به خونه‌شون در یکی از روستاهای بلوچستان رفته بودم. دیدار دوم با فاصله‌ی یک سال بود. تو این یک سال بلوچستان خیلی در گردشگری مطرح شده بود و آدمای زیادی رفته بودن. تا قبلش کمتر کسی به اونجا سفر میکرد.

 

سکانس سوم – پیمایش آفرودبازها!

کوهنوردی در ارتفاعات درفک

بعد از سه ساعت پیمایش، به جنگلی می‌رسی که یه زمانی بکر بوده و فقط طبیعت‌گردها و کوهنوردهای کاربلد، با رعایتِ اصول، بهش می‌رسیدن. اما الان نه یکی، بلکه چندین جاده می‌بینی که براثر تردد ماشین‌های آفرود در اون جنگل درست شده و پوشش گیاهی سطح زمین رو تقریبا از بین برده.  وسط اون جنگل آدم‌هایی رو می‌بینی که فقط اومدن چهارتا عکس بگیرن و از اصولِ طبیعت‌گردی بی‌ردپا و سفر مسئولانه چیزی نمی‌دونن و برای طبیعت و حیات‌وحش منطقه خطر محسوب میشن.

اینستاگرام؛ بلای مجازی طبیعت

گسترشِ استفاده از شبکه‌های اجتماعی به خصوص اینستاگرام باعث شده مکان‌هایی که قبلا تعداد افراد کمی اونا رو می‌شناختن و خلوت بودن، مملو از جمعیت بشه.

مرحوم اینانلو رو احتمالا می‌شناسید. عمرش رو در راه شناسوندنِ طبیعت و تاریخِ ایران صرف کرد و مستندهای زیادی ازش در تلویزیون پخش شد. برای مثال جنگل ابر شاهرود، کویر مرنجاب، تنگه واشی و … رو ایشون با روایت‌هاش معرفی کرده. در آخرین مصاحبه‌ای که داشته میگه:‌ «من از معرفیِ این مناطق، قصد داشتم لذتِ دیدنشون رو با هموطنام تقسیم کنم. اما با دیدن وضعیت امروزه‌شون، از کرده‌ی خودم پشیمونم و به خاطرشون خودم رو نمی‌بخشم.»

گردشگری انبوه در تنگه واشی
گردشگری انبوه در تنگه واشی

 

کاری که اینانلو در تلویزیون انجام داد مثل همین اتفاقی‌ه که الان داره در اینستاگرام میوفته اما خطرناک‌تره! 

هر بار که یک نفر یک عکس از منظره‌ای قشنگ در اینستاگرام می‌ذاره و لوکیشنش رو معرفی می‌کنه، تعدادی از افراد اون رو می‌بینن و خودشون رو در اون لوکیشن در حال سلفی/عکس گرفتن تصور می‌کنن. زیر همه این پست‌ها کامنت‌هایی با این مضمون می‌بینید که «اینجا کجاست؟‌ چجوری میشه به اینجا رفت؟»

در واقع هر عکس، تعداد زیادی از افراد رو تشویق می‌کنه که شخصا به اون مقصد سفر کنن و این داستان ادامه پیدا کنه. همین قضیه به صورت سلسله‌وار باعث میشه جمعیت زیادی به این مقاصدی که قبل از اون بکر بودن، راه پیدا کنن صرفا به هدف اینکه اونا هم بتونن مشابه عکسی که دیدن رو بگیرن.

اما چرا اینستاگرام تهدیدی برای طبیعت و فرهنگ محسوب میشه؟

– میل به بیشتر دیده شدن

این روزها رقابتی بر سرِ بیشتر دیده شدن میان کاربران اینستاگرام شکل گرفته که باعث میشه افراد از هر طریقی تلاش به جذبِ مخاطب و لایک کنن. عکس‌های سفر، طبیعت و مقاصدِ بکر جزء عکس‌هایی هستن که جلبِ توجه زیادی می‌کنن. بعلاوه زدنِ لوکیشنِ مقصد و هشتگ‌های مربوط بهش از راه‌هایی‌ه که باعث میشه افرادِ بیشتری عکس رو در جستجوهاشون پیدا کنن و ببینن.

ادیت کردنِ بیش از حدِ عکس‌ها هم مقاصد رو بیشتر از چیزی که هست جذاب نشون میده.

همه‌ی این‌ها باعث میشه روز به روز تعداد افراد بیشتری از وجود اون مقاصد خبردار بشن و خودشون رو در اونجا تصور کنن. تمایل پیدا کنن شخصا به اون مکان‌ها برن و عکس بگیرن تا اونها هم بتونن مخاطب جذب کنن و این چرخه ادامه پیدا می‌کنه…!

– نشان دادن میزان خفونیت

رقابتِ دیگه‌ای که بینِ کاربران شکل گرفته، رقابت بر سرِ میزان خفن بودن‌ه. یکی از راه‌های مرسومِ امروزیِ  ثابت کردنش هم اینه که: هرچی جای بکرتری رفته باشی که کسی دیگه نرفته، نشون میده چقدر خفنی!

همین موضوع باعث شده با سرعتِ بی‌سابقه‌ای این مکان‌ها کشف و در معرضِ دیدِ عموم قرار بگیرن. بدون اینکه فرهنگ درست و مسئولانه سفر کردن بین مردم جا افتاده باشه.

– نشان دادن صرفِ پایان و نه مسیر

اینستاگرام جای خوبی برای پیدا کردنِ مقصد سفره. اما مشکلش اینه که اطلاعاتی در مورد مسیر نمیده و فقط پایانِ زیبا رو نشون میده. در مورد اینکه مسیر چقدر پیمایش نیاز داره، چند متر صعود داره، راه‌های رسیدن بهش چقدر سختی داره، چه تجهیزاتی نیاز داره، موانع رفتن به اونجا چیه، چه مواردی باید رعایت بشه، اگه روستایی سر راه هست فرهنگ مردم محلی منطقه چیه، ظرفیت تحمل مقصد چقدره و … اطلاعاتی نمیده!

این باعث میشه که هرکسی با هر توانایی و میزانِ آگاهی، فکر کنه می‌تونه بره اونجا.

یه مرحله بدتر اینه که اگه دیدن نمی‌تونن پیاده و پیمایشی برن، خودروهای آفرود رو برای رسیدن بهش به کار می‌گیرن تا هرجور شده بتونن برن اونجا!

درستش اینه که از قبل در مورد مقصد، طبیعت و فرهنگش پرس‌وجو کنیم، بخونیم، بررسی کنیم و بعد آگاهانه سفر کنیم. جلوتر در مورد ناآگاهانه سفر کردن و عواقبش صحبت می‌کنم.

گردشگری انبوه

هر مقصدی یک ظرفیت تحملی داره که تعداد حداکثر افرادی‌ه که می‌تونن همزمان ازش استفاده کنن، از سفرشون لذت ببرن و بعلاوه به محیط طبیعی آسیبی نرسونن. در کنارش مقصد اونقدر شلوغ نشه که برای زندگیِ عادی جامعه محلی مزاحمت بوجود بیاد و آسایششون از بین بره.

در صورتی که تعداد گردشگران یک مقصد از این ظرفیت بیشتر باشه، علاوه بر اینکه اون افراد لذتی از سفر به اون مقصد نمی‌برن، باعث تخریب طبیعت و ایجاد آسیب‌های فرهنگی میشن. به این معضلِ هجوم بردنِ همز‌مانِ گردشگران به یک مقصد، گردشگریِ انبوه میگن.

 

سوال اینه که آیا اینستاگرام داره باعث  دامن زدن به گردشگری انبوه میشه؟

متاسفانه جواب این سوال بله است! چون این رسانه داره در ایران به صورت گسترده توسط افراد مختلف مورد استفاده قرار میگیره و هر محتوای تازه‌ و جذابی توش خیلی سریع پخش میشه. به همین خاطر درمدت زمانِ کمی، تعداد افراد زیادی اون رو می‌بینن. گواه این صحبت هم اتفاقی‌ه که داریم می‌بینیم در مقاصدِ نوظهور در حال رخ دادن‌ه و به صورتِ ناگهانی جمعیت‌های زیادی بهشون هجوم بردن. به صورتی که حتی جامعه محلی از حضور همزمان این تعداد افراد متعجب شدن. نمونه‌هاش بهمن ماه ۹۷ در جزیره‌ی هرمز و بلوچستان، خرداد ماه ۹۸ در کردستان.

گردشگری انبوه جزیره‌ی هرمز
گردشگری انبوه جزیره‌ی هرمز

‌‌

 

چه عواملی باعث میشه معرفی شدنِ مقاصد نوظهور به این شکل مشکل‌ساز باشه؟

– عدم آموزش گردشگران

در ایران چیزی به نامِ آموزشِ درست سفر کردن نداریم و این مفهوم برای عموم مردم ناآشناست: «سفر کردن که آموزش نمی‌خواد. یه جا رو انتخاب می‌کنیم، ماشین رو می‌ندازیم تو جاده می‌ریم دیگه!»

به همین خاطر تا بحثِ مسئولانه و آگاهانه سفر کردن میشه، ملت چهره در هم می‌کشن و می‌گن خودمون بلدیم!

در حالیکه در کشورهای توسعه‌یافته آموزش‌های مربوط به سفر و طبیعت‌گردی در مدارس به صورت تئوری و عملی (مثل گروه‌های پیشاهنگی) داده میشه.

به خاطر اینکه سیستم آموزش در ایران در این مورد بسیار ناکارآمده، باید از راه‌های مختلف مردم تشویق به یادگیری بشن و آگاهی عمومی در این زمینه بالا بره تا فرهنگِ آگاهانه سفر کردن جا بیوفته.

تا اون زمان، معرفیِ مقاصدِ جدید باعث نابودی‌شون میشه و بیاید خودمون رو گول نزنیم: ما با معرفیِ بدونِ فکرِ مقصدهای جدید با عکس‌هامون به این نابودی دامن می‌زنیم.

– عدم پذیرش جامعه محلی

گردشگر اگه درست سفر کنه، می‌تونه باعث سود رسوندن به جامعه محلی و رونق اقتصادیِ مقصد بشه. ممکنه فکر کنید که:‌ «خب خوبه دیگه! هرچی گردشگرِ بیشتری بره، سود بیشتری هم نصیب جامعه محلی میشه!»

اما می‌خوام روی قید درست سفر کردن باز هم تاکید کنم. گردشگری مثل شمشیر دو لبه است. از یک طرف می‌تونه باعث رسوندن سود به جامعه محلی بشه و از طرف دیگه می‌تونه باعث به وجود اومدن آسیب‌های اجتماعی در مقصد بشه. نمونه‌هاش: گدایی کردن بچه‌های روستاها (و حتی بزرگسالان) که در بلوچستان و روستای سرآقاسید چهارمحال بختیاری این موضوع کاملا مشهود بود، دیدنِ گردشگر به شکلِ پول و ندادنِ خدمات مناسب در ازای دریافت هزینه‌ی بالا، از بین رفتنِ فرهنگ مهمان‌نوازی، بوجود اومدن مشکلات اخلاقی در جامعه، الگوبرداری از گردشگر و …

آسیب‌های اجتماعی گردشگری

برای اینکه این آسیب‌ها حداقل بشه، قبل از معرفی مقصد جدید و قبل از اینکه تعداد زیاد گردشگر به اونجا برن، جامعه محلی باید آموزش‌هایی ببینه و آماده‌سازی بشه. در کشورهای توسعه یافته، این آماده‌سازی توسط تسهیلگرهای اجتماعی انجام میشه.  متاسفانه در ایران به دلیل نبود مدیریت درست مقاصد گردشگری، این اتفاق نمیوفته و اصلا در سازمانِ به اصطلاح گردشگری به این مسائل فکر نمیشه!

به همین خاطر تا زمانی که این سیستم ناکارآمد سازمان گردشگری روی کاره، معرفیِ مقاصدِ جدید باعث ایجاد آسیب‌های اجتماعی میشه و بیاید خودمون رو گول نزنیم: ما با معرفیِ بدونِ فکرِ مقصدهای جدید به این آسیب‌ها دامن می‌زنیم.

– ظرفیت تحمل محیط طبیعی

همونطور که گفته شد، هر مقصدی یک ظرفیت تحملی داره که باید با توجه به ویژگی‌هاش توسط متخصصین دربیاد و با مدیریت درست، اجازه استفاده‌ و بازدید همزمان از اون تعداد بیشتر به گردشگرها داده نشه.

چطور یک استخر، ظرفیت داره و هر تعدادی رو راه نمیده؟  محیط‌های طبیعی هم برای اینکه هم گردشگر تجربه لذت‌بخشی داشته باشه و هم اون محیط آسیب‌ نبینه باید ظرفیتشون رعایت بشه.

حتی به فرض که همه‌ی این آدم‌ها درست سفر کردن و طبیعتگردی رو بلد باشن و آشغال نریزن، آتش روشن نکنن، با سر و صداشون مزاحم حیات وحش نشن، شاخه‌ی درخت‌ها رو نشکونن، روی درخت‌ها یادگاری ننویسن و … فقط حضورشون هم باعث آسیب زدن به محیط میشه مثلا راه رفتن انبوهی از آدم‌ها برای از بین بردن پوشش گیاهی کافیه!

گردشگری انبوه در طبیعت

اگه بخوام یک نمونه مشخص مثال بزنم در مورد روستای سرآقاسیده. فاضلاب سرویس بهداشتی‌های روستا مستقیما به داخل رودخونه میریزه. این روش با تعداد کم خود اهالی مشکلی برای طبیعت ایجاد نمی‌کنه. این روستا راه دسترسی درستی نداره و حدود ۲ ساعت خاکی نامناسب تا اون وجود داره که باعث میشد هرکسی نتونه بره به اونجا. اما بعد از مستند ایرانگرد جواد قارایی که نوروز ۹۷ در صدا و سیما پخش شد، پای خیلی‌ها به این روستا باز شد. علاوه بر آسیب‌های دیگه، فقط در مورد سرویس بهداشتی، حضور تعداد زیاد گردشگر به مرور باعث تخریب محیط زیست میشه.

حالا که اون متخصصین جایی تو تصمیم‌گیری‌ها ندارن و مدیریت مقاصد درست انجام نمیشه، ما هم نباید با گذاشتن عکس و معرفیِ بی‌فکر، باعث بشیم افراد زیادی به اونجا برن.

– نبود مدیریت درست

علاوه بر سه مورد قبل که از مصداق‌های نبود مدیریتِ درست‌ه، در موارد دیگه هم دیده میشه مثل: سرویس بهداشتی، مجوز دادن به اقامتگاه‌های بومگردی بدون رعایت چارچوب‌های لازم و عدم بازرسی اونها، عدم مدیریت جای پارک ماشین‌ها، فراهم نکردن زیرساخت مناسب برای ورود گردشگر، عدم وجود قوانین خاص برای بازدید از هر مقصد و گوشزد کردنش به گردشگرها و …

سفر ناآگاهانه

در مورد آگاهانه سفر کردن در پست‌های قبلی صحبت کردیم:

آگاهانه سفر کنیم

پیشنهاد می‌کنم حتما این مقاله رو مطالعه کنید (به امید اینکه کمی جای آموزش‌هایی که ندیدیم رو پر کنه)

در اینجا سوال اینه که ناآگاهانه سفر کردن چه مشکلاتی می‌تونه ایجاد کنه؟

– صدمه زدن به خود

مهم‌ترین فرد برای هرکسی خودشه! اگه بدونیم ناآگاهانه سفر کردن می‌تونه باعث صدمه زدن به خودمون بشه، احتمالا بیشتر بهش اهمیت بدیم!

یه عکسی تو اینستاگرام می‌بینید، آدرسش رو می‌پرسید، کوله برمی‌دارید راه میوفتید به سمت اونجا!

آیا می‌دونید چقدر پیمایش برای رسیدن بهش نیازه؟ چه مقدار آب باید همراهتون داشته باشید؟ چه تجهیزاتی براش نیازه؟ آیا با هر کفشی میشه رفت به اونجا یا باید کفش مناسب داشته باشید؟ خطرات مسیر رو می‌شناسید؟ اگه به یه رودخونه رسیدید که باید ردش کنید، بلدید چطور؟ می‌دونید چند نفر در سال به خاطر غرق شدن در رودخونه‌ یا افتادن در دره‌های مسیر جونشون رو از دست میدن؟ آیا می‌دونید اونجا برای بچه‌تون ممکنه مناسب نباشه و خطری تهدیدش کنه؟ آیا می‌دونید بعضی زمان‌ها هست که حیوانات به خاطر بچه‌هاشون حالت تهاجمی دارن و اگه به محدوده‌ زندگی‌شون وارد بشید، حتی زنده‌تون نمی‌ذارن؟ می‌دونید اون زمان‌ها در مقصد مورد نظرتون چه وقتیه؟

بعضی جاها اگه خطوط قرمز جامعه محلی رو رد کنید، ممکنه برخوردهای بسیار بدی باهاتون بشه. آیا فرهنگ جامعه محلی مقصد رو می‌شناسید؟ 

و …

– نابودی طبیعت

درمورد این قضیه، قبل‌‌تر هم صحبت کردیم. گردشگر ناآگاه می‌تونه باعث تخریب طبیعت و به خطر نابودی انداختن اکوسیستم‌های ضعیف بشه. بعلاوه می‌تونه موجب آزار یا حتی از بین رفتن حیات وحش منطقه بشه. با کارهایی مثل: روشن کردن آتش در جای نامناسب، ایجاد سر و صدا، رفتن به طبیعت در فصل زادآوری حیات وحش منطقه، ریختن زباله، از بین بردنِ پوشش گیاهی روی زمین در اثر راه رفتن و …

– آسیب به خرده‌فرهنگ‌ها

در قسمت عدم پذیرش جامعه محلی، در این مورد صحبت کردم و مثال‌هاش رو هم گفتم. در مقاله‌ی «آگاهانه سفر کنیم» هم به طور مفصل به این مورد پرداختیم که چجوری میتونیم جلوی این آسیب‌ها رو بگیریم.

به طور خلاصه خرده‌فرهنگ‌ها ضعیف هستند و حتی اگر اشکالاتی داشته باشند، باید به مرور و از روش درست اصلاح بشن. تقابل فرهنگی میان گردشگر و جامعه محلی تا زمانی که اون اشکالات برطرف نشده باشه، میتونه باعث آسیب‌های اجتماعی جدی مخصوصا درمیان جوانان و نوجوانان منطقه بشه.

به همین خاطر گردشگری که به قصد تفریح و لذت خودش به جایی میره، مسئول ایجاد تغییرات در ساخت‌های اجتماعی مقصد نیست و از لحاظ اخلاقی برای اینکه وضع رو بدتر از چیزی که هست نکنه، باید فرهنگ و قوانین جامعه محلی رو از قبل از سفر بدونه و سعی کنه بهشون احترام بذاره تا جلوی آسیب‌ها رو بگیره. تغییرات باید به کمک افراد کاربلد، تسهلیگرهای اجتماعی اما توسط خود جامعه محلی اتفاق بیوفته. در واقع تا خود جامعه تصمیم به تغییر نگیره، تغییری صورت نمی‌گیره.

تغییر در جامعه محلی

 

لوکیشن ندیم!

همه‌ی اینها رو گفتم تا به اینجا برسم که اگه یه جای خیلی جذاب و خفن پیدا کردید که پای کمتر کسی به اونجا باز شده و جوری‌ه که هر کسی با دیدنِ عکسش دلش می‌خواد به اونجا بره، لطفا اون رو در اینستاگرام قرار ندید و فقط به صورت خصوصی با افرادی که مطمئنید مسئولانه و آگاهانه سفر کردن رو بلدن به اشتراک بذارید.

هیچ ارزشی در بیان کردن اسرار وجود نداره به جز لذت لو دادن و فخر فروختن به دیگران :«هی ببینید چی پیدا کردم! ببینید چیکار کردم!»

هدف از مطرح کردن این بحث اینه که از این به بعد آگاهانه پست بذاریم و آگاهانه لوکیشن بدیم!

هیچکس (حتی خود شما قبل از خوندن این مقاله) وقتی یک عکس می‌ذاره یا یک لوکیشن رو لو میده به عواقب بدی که می‌تونه داشته باشه فکر نمی‌کنه اما شمایی که این پست رو خوندید و آگاه شدید از این به بعد فکر خواهید کرد!  از این به بعد زمانی که می‌خواید یه پست بذارید  از خودتون بپرسید که نکنه این پست من باعث بشه طبیعت و حیات‌وحش اون منطقه به خطر بیوفته؟ نکنه باعث بشه به خاطر هجوم تعداد زیاد گردشگر و مخصوصا گردشگرهای ناآگاه، اونجا خراب بشه؟ نکنه باعث میشه دفعه بعدی که خودم میرم اونقدر بازدیدکننده اونجا باشه که دیگه از بودن در اونجا لذت نبرم؟

تشویق به جستجو و کشف

هرچقدر که بیشتر از طبیعت فاصله بگیریم، به مشکلات سلامت روان بیشتری مثل افسردگی و اضطراب دچار می‌شیم. انسان‌ها تمایل زیادی به سفر کردن دارن. حتما برای شما هم پیش اومده که وقتی کل روز پشت میز کار یا کامپیوتر نشستید، با دیدن یک عکس از طبیعت با خودتون بگید: «کاش الان اونجا بودم و نه اینجا!»

در واقع ما باید ارتباط حقیقی با طبیعت داشته باشیم و فقط یک عکس یا یک پین روی نقشه کافی نیست!

فرض کنید بعد از مدت‌ها تصمیم گرفتید سفر کنید و یه مقصد برای سفرتون انتخاب کردید که اتفاقا قبلا عکس‌های زیادی در اینستاگرام ازش دیدید و تشویق شدید به اونجا برید. به اونجا می‌رسید و با این صحنه مواجه می‌شید: جمعیت زیادی آدم اونجا هستن، زباله‌های زیادی روی زمین ریخته شده، سر و صدای زیادی وجود داره که اجازه نمیده صدای طبیعت رو بشنوید و … چه حسی بهتون دست میده؟‌ آیا می‌تونید با طبیعت اونجور که میخواستید ارتباط برقرار کنید و ازش احساس آرامش بگیرید؟

اغلب آدم‌ها دوست دارن به جاهای بکر و دست‌نخورده برن تا بتونن روحشون رو در طبیعت اونجا پرواز بدن. با ادامه‌ی این روندِ معرفی مقاصد و لوکیشن دادن تو اینستا، میشه گفت تقریبا همچین جایی باقی نخواهد موند.

به همین خاطر به جای اینکه خودتون هم جزئی از این روند معیوب بشید، پیشنهاد می‌کنم کمی ماجراجویی چاشنی کارتون کنید و به جستجو و کشف بپردازید. فقط اگه جای خفنی پیدا کردید، خودتون لذتش رو ببرید و لوش ندید تا دست‌نخورده باقی بمونه 🙂

پس مقصد جدید چطور باید معرفی بشه؟

همونطور که گفتم به فرض وجود داشتن سیستم کارآمد برای مدیریت مقاصد، ابتدای باید جامعه محلی آماده‌سازی بشه، بعد درمورد حساسیت‌های طبیعی و فرهنگی مقصد تحقیق و تولید محتوا بشه که چه چیزهایی توسط گردشگر باید رعایت بشه و مطمئن بشیم که هر گردشگری قبل از اومدن به اون مقصد، از اون موارد خبردار میشه، یه سیستمی برای اعمال محدودیت تعداد بازدیدکننده وجود داشته باشه، حداقل زیرساخت‌های مورد نیاز برای حضور گردشگر بدون اینکه به طبیعت آسیبی برسه فراهم بشه و بعد مقصد معرفی بشه.

تا حداقل‌هایی از این دست فراهم نشده، مقاصد جدید نباید معرفی بشن. نه توسط مردم و نه توسط رسانه‌های ارتباط جمعی مثل تلویزیون.

مدیریت مقاصد گردشگری اصلا کار آسونی نیست و بعید می‌دونم حالت نهایی ایده‌آلش جایی تو دنیا پیاده‌سازی شده باشه اما حداقل بسیاری از کشورها دارن به این سمت حرکت می‌کنن و براش تلاش می‌کنن. توی ایران سیستم ضعف‌های زیادی داره. به همین خاطر حداقل ما با اشتباهاتمون بهش دامن نزنیم!

و در پایان …

امیدوارم از این به بعد فقط به اندازه چند ثانیه قبل از گذاشتن هر پست توقف کنید و از خودتون بپرسید آیا باید این عکس رو بذارم؟ اگه میذارم باید لوکیشن بزنم؟ آیا اینکه به جای لوکیشن دقیق، لوکیشن‌های عام‌تری مثل somewhere on earth رو بزنم، باعث میشه مشکلی بوجود نیاد؟

خوشحال میشم نظراتتون در مورد این پست رو بدونم 😊✌️

درباره‌ی فائزه قاسمی

همیشه پُرم از دغدغه‌ی رفتن. افسارگسیختگی و ناآرامیِ تو وجودم، سکون رو نمی‌پسنده. ‌ خوب یا بد، همیشه حس می‌کنم راه‌های نرفته‌ی زیاد و فرصتِ کمی پیشِ رومه. تجربه‌ی رفتنِ راه‌ها و لذت بردن ازشون هدفیه که به زندگیم معنا میده. ‌خودم رو تو سفر شناختم و اگه یه هفته در میون سفر نکنم پژمرده میشم. تحصیلات آکادمکیم تو زمینه مهندسی نرم‌افزار بوده و الان دانشجوی ارشد هوش‌مصنوعی هستم

همچنین ببینید

پاکورا و آبگوشت انار بلوچی

سفر آگاهانه بلوچستان، قسمت پنجم – شکمگردی در بلوچستان

میخوایم با هم یه شکمگردی مجازی کنیم در دیار بلوچستان با غذاها و خوراکی‌های خوشمزه و متنوعش. سعی شده روش تهیه‌ی هرکدوم و مواد اولیه‌شون هم گفته بشه.

2 نظر

  1. با همش موافقم اما فکر میکنم بار بیشتری از مسئولیت روی دوش تورها و تور لیدرهاست که بدون هیچ پیش زمینه و آموزشی اتوبوس رو خالی میکنن یه جا و بعد باقی داستان ها. وگرنه به نسبت این تورها، تعداد آدمهایی که خودشون تصمیم میگیرن به جای بکری برن کمتره و آسیب اصلی رو همین تورها میزنن.

    یه سوالی هم که برام پیش میاد اینه که احتمالا همچین مشکلاتی جاهای دیگه دنیا هم هست. اونا چه راهکارهایی برای کاهش آسیب داشتن؟ مثلا آیا اجازه نمیدن بیشتر از ظرفیت افراد وارد یه منطقه بشن؟

    • تورها و تورلیدرها هم توی این قضیه تاثیر دارن ولی اتفاقی که داره میفته رو بیشتر، گردشگرها توش موثرن.
      در واقع این تقاضا برای یک مقصده که باعث میشه تورلیدرها هم برنامه برای اونجا برگزار کنن و اینستاگرام‌ه که الان داره این تقاضاها رو ایجاد میکنه. بعلاوه که گردشگرهایی که به صورت شخصی به جایی میرن (که بنظرم آمارش در ایام خاص بیشتر از تورها هم هست) بسیار خطرناک‌ترن. هم برای خودشون هم برای اکوسیستم.
      بله توی کشورهای دیگه ظرفیت تحمل مقصد رو تخمین میزنن و جاهایی که حساس باشه اجازه‌ی حضور بیشتر از تعداد گردشگر در اون مقصد رو نمیدن.
      اتفاقا طبق جستجوها و بررسی‌هایی که من داشتم، همین موضوع دیدن اینستاگرام و شبکه‌های اجتماعی به عنوان متهم، این روزها توجه‌های زیادی رو جلب کرده و در جاهای دیگه هم دارن بهش می‌پردازن و سعی میکنن استفاده‌ی درست ازش رو فرهنگ‌سازی کنن. کمپین‌های زیادی هم راه افتاده در دنیا در این موضوع.

دیدگاهتان را بنویسید

مشتاقانه در انتظار شنیدن نظرات شما هستیم. وارد کردن ایمیل هم اختیاری‌ه :)